گوش دادن به موسیقی

اهمیت گوش دادن به موسیقی

گوش دان به موسیقی کاری فوق العاده لذت بخش و موثر در تقویت گوش است به شرطی که آهنگی گه گوش می کنیم مثل غذا که باید ارزش غذایی داشته باشد ارزشمند باشد شما می توانید در هر سه وعده فست فود بخورید و سیر شوید و حتی لذت بیشتری هم ببرید ولی قطعا نیاز های غذایی بدن شما تامین نمی شود.در مورد موزیک هم دقیقا همین گونه است.

شما باید در انتخاب موزیکی که گوش می دهید نهایت دقت را داشته باشید.برای تقویت گوش بهترین موزیک موزیک های بی کلام و با ریتم متوسط است مثل آلبوم چهار فصل ویوالدی.

در بین آهنگ های با کلام هم باید ترانه های خوانندگانی را گوش داد که به صورت اصولی نت ها را اجرا می کنند و موسیقی را می فهمند که متاسفانه در داخل کشور تعدادشان زیاد نیست.ولی در مجموع خوانندگان فارسی بزرگی در خارج و داخل کشور هستند که می توانند نیاز ما را برطرف کنند.

در مجموع اگر موسیقی با کلامی که توسط شخصی با خصوصیاتی که گفته شد خوانده شده را گوش دهیم تاثیر بیشتری خواهد داشت.

ما می توانیم با پیانو و ارگ یا حتی برنامه های مشابهی که روی کامپیوتر نصب می شوند سعی کنیم آهنگ هایی را که گوش کرده ایم را بنوازیم و با این کار هم از میزان پیشرفت گوش خود آگاه شویم و هم موجب هماهنگ شدن بیشتر گوش و ذهن شویم.

اهمیت استاد 2

اهمیت استاد 2

سوال از عبدالصالح عزیز:((یک استاد خوب می تواند از یک هنر جوی کم استعداد یک نوازنده ی ماهر و یک استاد بد می تواند از یک هنر جوی با استعداد یک نوازنده ی معمولی یا حتی بد بسازد.))
از این جمله ی بالا ترسیدم. یعنی اگر من استعدادم خوب باشه و گیر یک استاد بد بیفتم چیکار میشه؟
از کجا بفهمم استادم خوبه یا نه؟

من قبلا در مطلبی از اهمیت استاد و این که استاد خوب می تواند از یک هنر جوی کم استعداد یک نوازنده ی ماهر و یک استاد بد می تواند از یک هنر جوی با استعداد یک نوازنده ی معمولی یا حتی بد بسازد نوشته بودم.

این مطلب می تواند این ترس را ایجاد کند که مبادا ما به بک استاد بد برسیم و استعدادمان خراب شود.این ترس منطقی است اما دلیل نمی شود که ما از آموختن ساز به این دلیل دست بکشیم اگر هم در شهر خودمان استاد خوبی نبود ارزشش را دارد که حتی هفته ای ده ساعت راه را پیموده تا به یک استاد خوب برسیم اما اگر نشد باید کار را شروع کنیم.

تعداد استاد های بد خیلی کم است و احتمال 99 درصد ما به این استاد ها مراجعه نخواهیم کرد و با کمی دقت و پرس و جو و توجه به پیشینه ی استاد می توان استادی را انتخاب کرد که حداقل اگر موجب تسریع پیشرفت ما نشود موجب کند شدن آن هم نشود. 

در ضمن کسی که مجوز تدریس موسیقی در هر سازی را کسب کرده تست هایی را پشت سر گذاشته و مورد آزمون قرار گرفته است.

مقایسه ی ساز ها درمورد تک نوازی

مقایسه ی ساز ها درمورد تک نوازی

در یک مقایسه ی کلی ساز های بادی و زهی می توانند صدا های کاملا پیوسته ایجاد کنند در صورتی که سایر ساز ها مثل پیانو و تنبک و تار و ... این توانایی را ندارند اما سازی مثلل ویولن همه نوع صدایی را می تواند ایجاد کند.

در بین ساز های بادی و زهی ساز های زهی دامنه ی صوتی وسیع تر و جنس صدای دلنشین تری دارند و می توانند افراد بیشتری را جذب خود کند.

در بین ساز های زهی نیز ویولن با وسعت دامنه ی صوتی و صدای ظریف تر و همین طور حساسیت فوق العاده زیاد خود را از دیگر ساز ها جدا کرده و به عنوان بهترین ساز برای تک نوازی مطرح می کند.

دوست عزیزی شنیده بودند که ویولن برای تک نوازی مناسب نیست و در موسیقی کلاسیک فقط برای زیر صدای ساز های دیگر استفاده می شود و در این مورد سوال کرده اند.در پاسخ باید گفت اصلا این طور نیست و ویولن چه در سبک کلاسیک و چه سنتی بهترین ساز برای تک نوازی است به شرطی که نوازنده توانا باشد.ما با مراجعه به آثار تک نوازی نوازندگان بزرگ کلاسیک مثل ویوالدی و افراد معاصری مثل یروینیان و دیوید گرت به راحتی می توانیم قبول کنیم که در تک نوازی ویول بهترین و دلنشین ترین ساز است.

البته ناگفته نماند که ابن موضوع تا حد زیادی هم به نظر شخصی افراد بستگی دارد.

در ضمن در این پست من فقط نظر شخصی خودم را نوشتم.


آموزش زیر نظر استاد

آموزش زیر نظر استاد

دوست عزیزی به نام مبتدی سوال کرده اند که با توجه به پیشرفت خوبی که داشته اند و در یک ماه بدون استاد و به کمک تجربه ی نوازندگی گیتار به حدی رسیده اند که آهنگ می نوازند و نت ها را تشخیص می دهند آیا میتوانند بدون استاد ادامه دهند؟

در جواب باید بگویم که به هیچ وجه این کار درست نیست چون آموزش ویولن کار بسیار ظریف و حساس است که متد آن کاملا پیوسته است به طوری که اگر در یک قسمت چیزی را اشتباه انجام دهیم و تبدیل به عادت شود حتما در آینده ما را با مشکل مواجه می کند و آن وقت است که اصلاح کردن اشکال فوق العاده سخت می شود.

یه همین دلیل است کار کردن بدون استاد اشتباه است چون ممکن است ما با روش خودمان تکنیکی را به صورت عالی یاد بگیریم ولی در دراز مدت برای یاد گیری تکنیک های دیگر دچار مشکل شویم.

فراموش نکنیم متدی که در حال حاضر توسط استادان خوب(مخصوصا کلاسیک) آموزش داده می شود در طول سالیان بسیار طولانی امتحان خود را پس داده و تا حد امکان به روز و کامل شده است و مسلما یک استاد خوب می تواند ما را از آن بهره مند کند.

البته استعداد همه در یک حد نیست و اگر شخص با استعدادی در مدت یک ماه بدون استاد مثلا دو برابر افراد معمولی پیشرفت کند مسلما با استاد چهار برابر پیشرفت می کرده که این هم علاوه بر دلایل قبلی دلیل دیگری برای اهمیت وجود استاد خوب است.

قبلا اهمیت انتخاب استاد خوب را یاد آور شدم،حتما از بخش آرشیو موضوعی استفاده کنید.

قابل قبول!

قابل قبول!

ملاک برای قابل قبول بودن نوازندگی نه صرفا زدن آهنگ،و نه رضایت اطرافیان است بلکه به نظر من در نوازندگی کلاسیک تنها وقتی می توان گفت که به حد قابل قبولی رسیده ایم که تمامی نت ها حداقل در پوزسیون یک را با کمترین فالشی ممکن در اتود ها بنوازیم که این موضوع را هم فقط استاد ماهر می تواند تشخیص دهد در نتیجه به نظر من نوازندگی بدون استاد اشتباه بسیار بزرگی است حتی اگر کار ما از نظر اطرافیان فوق العاده باشد.

ولی در کل برای یک نوازنده هیچ مرزی وجود ندارد و جایی نیست که با رسیدن به آن بتوان گفت که کار تمام شده است همان طور که ساموئل یروینیان نوازنده ی برجسته ی ارمنستانی گفته که از هفت سالگی شروع به آموختن کرده و هنوز هم (بعد از حدود 40 سال) در حال آموختن است.

گذشته از آن کسی که برای کیفیت نوازندگی خود حد و مرز مشخص کند حتی به همان حد مورد انتظار خود هم نمی رسد و همیشه باید این را به خاطر داشت که همواره جا برای پیشرفت و بهتر شدن وجود دارد.


صبر و حوصله

صبر و حوصله

همیشه هنرجو برای رسیدن به سطحی که بتواند آهنگ بنوازد لحظه شماری می کند و این امر حتی موجب اذیت شدن و بی انگیزگی او شده و او را از ادامه ی راه دلسرد می کند.

این موضوع در ساز دشواری مثل ویولن که مدت زمان نسبتا زیادی طول می کشد که هنرجو به سطح قابل قبولی برسد بیشتر نمود پیدا می کند و ممکن است این سوال در ذهن هنرجو بوجود بیاید که نسبت به زمانی که آموختن را شوع کرده عقب هست یا نه که این سوال و ذهنیت کاملا بیهوده و اشتباه است.

در کل برای این که کسی در ساز ویولن به حدی قابل قبول برسد حدود 5 سال زمان لازم است و شخصی که وارد این راه می شود باید صبر زیادی به خرج دهد.

حس در موسیقی

حس در موسیقی

در کل موسیقی یعنی حس و عشق.شاید به دید بسیاری از افراد این جمله و کلمات کلیشه ای یا چیز هایی از این قبیل باشد ولی واقعا موسیقی چیزی جز عشق نیست.

شهرت،ثروت،جایگاه اجتماعی (کلاس!) و ... کلماتی هستند که همیشه پیرامون موسیقی وجود دارند و معمولا این ها هستند که افراد را به مسیر موسیقی می کشانند و دلیل این که از هزاران نفری که روزانه وارد راه موسیقی می شوند فقط تعداد انگشت شماری به بزرگانی مثل استاد انوشیروان روحانی، استاد شجریان،سلطان موسیقی پاپ مایکل جکسون و هزاران تن دیگر که قلب مردم جهان را تسخیر کردند تبدیل می شوند هم همین است.

البته تقریبا همه ی افرادی که وارد موسیقی می شوند از همان ابتدا کاملا حس و خود موسیقی را درک نمی کنند و به همان دلایل وارد موسیقی شده اند.

کسی که با این هدف ها موسیقی را ادامه می دهد باید بداند که نه در موسیقی به جایی می رسد و نه به آن اهداف خواهد رسید از این رو هنر جو باید نگاه خود را نسبت به موسیقی عوض کند و با حوصله ی زیاد سعی کند نت ها را با قلب خود احساس کرده و با آن رابطه برقرار کند.

اما چگونه؟ به نظر من بهترین راه این است که ساعات زیادی را صرف گوش دادن به موزیک (هم با کلام و هم بدون کلام) کرد.پس از مدتی خودتان کم کم متوجه می شوید که بیشتر موسیقی را می فهمید و روز به روز بیشتر لذت می برید.

در کل اولین گام برای درک موسیقی علاقه داشتن به سبک است و برقراری ارتباط با سبک ها برای همه یکسان نیست ممکن است کسی نه تنها از موسیقی راک لذت نبرد بلکه سر درد هم بگیرد چه برسد به این که بخواهد با آن ارتباط برقرار کند و حس آن را درک کند یا موسیقی سنتی آن قدر برای کسی کسل کننده باشد که حتی مرگ را به یک دقیقه گوش دادن به آن ترجیح دهد.

البته شاید اصلا کسی کلا به موسیقی علاقه نداشته باشد که بخواهد حس آن را درک کند و این دلیل بر بدون احساس بودن موسیقی یا آن شخص نیست.مثلا نمی توان از کسی که در کل به شعر علاقه ندارد انتظار داشت معنویت عمیق مولانا را درک کند.

به عبارت دیگر هر کس عشق و احساسی که در هنر هست را از راه متفاوتی درک میکند راه هایی مثل موسیقی،نقاشی،شعر،معماری و حتی طبیعت که هنر بی نقص و بی رقیب خداست.

نظر یادتون نره مخصوصا برای این موضوع. با تشکر


یکنواختی

یکنواختی

یکی از مشکلاتی که در طول آموزش پیش می آید یکنواختی در زمینه های مختلف می باشد که آفت بزرگی برای نوازنده محسوب می شود.مثلا:

ممکن است این مشکل با سبک آهنگ ها یا اتود ها پیش آید البته نه سبک کلی موسیقی مثل کلاسیک یا سنتی منظور سبک ها و حالت های داخل سبک (مثلا کلاسیک) است.

در سطح گسترده تر ممکن است این مشکل با استاد پیش آید اگر به جایی رسیدید که دیگر انگیزه ای برا نشان دادن خودتان به استاد نداشتید تا حد امکان باید استاد را عوض کنید.اگر به این نتیجه رسیدید که باید استاد را عوض کنید حتما استاد جدید باید با استاد قبلی هم سبک و با متد یکسان باشد در غیر این صورت فقط مدت ها طول می کشد که چیز هایی را که از نظر استاد جدید اشتباهند را درست کنید.

علاوه بر این ها ممکن است روش یک استاد برای شما جواب گو نباشد حتی در صورتی که برای بقیه خیلی خوب باشد و پس از مدتی کلاس ها حالت مدرسه پیدا می کند و شما فقط برای راضی کردن استاد درس ها را تمرین می کنید که در موسیقی این احساس به شدت سرعت پیشرفت را کم می کند و این جا است که باید با تعویض استاد به خود انگیزه ی تازه ای بدهید.

یکنواختی حتی ممکن است به دلیل آموزشگاه موسیقی هم باشد ممکن است محیط یا حتی افراد(مثل منشی،استادان دیگر،مدیر و...) آموزشگاه یا اتفاق بدی که در آن جا برای شما افتاده باعث ایجاد انرژی منفی برای شما شده و سرعت پیشرفت را کم کند ولی در این مورد اگر شما با استاد خودتان خیلی خوب و با انگیزه هستید ارزشش را دارد که محیط را تحمل کنید.

هر راه دیگری هم که به ذهنتان می رسد که باعث ایجاد انگیزه ی جدید در شما می شود راه خوبی برای فرار از یک نواختی است.

باز هم تاکید می کنم که تعویض استاد مانند عوض کردن پیراهن نیست و نیاز به تفکر و مشورت زیاد دارد.



بررسی رابطه ی سلفژ با ویولن

بررسی رابطه ی سلفژ با ویولن

برخی از افراد وقتی اسم سلفژ (solfej) را می شنوند فقط به صدا خوانی فکر می کنند در صورتی که سلفز کل علم موسیقی است.مهمترین زمینه های آن:

صدا خوانی:مهمترین سود سلفژ برای نوازندگان ویولن است که کمک جالب توجهی به رفع فالشی می کند و مهمتر از آن نوازنده را قادر می سازد که خودش سازش را کوک کند.

ریتم خوانی:برخی از هنر جو ها توجه زیادی به ریتم نمی کنند و بیشتر تمرکز خود را روی صدای نت می گذارند و این اشتباه بزرگی است که مخصوصا در کار گروهی مشکل زیادی ایجاد می کند.

پیوسته خوانی:این مورد اهمیت و بحث گسترده ای دارد و کمک می کند که هنگام نواختن پشت سرهم ادامه دهیم.بهترین راه برای تقویت این توانایی این است که یک خط وسط کاغذی در نظر گرفته و روی خط و دوطرف خط کلمه،عدد،نت یا هر چیز دیگری بنویسیم (زیر هم) و به کلمه ی وسط نگاه کرده و سعی کنیم کلمات قبل و بعد را هم بخوانیم و همین طور از بالا به پائین ادامه دهیم:

                                            a                b                c

                                            d                e                f

                                            g               h                 i

                                            .                 .                .

                                            .                 .                .

                                            .                 .                .

این کار به ما کمک می کند که همیشه علاوه بر نتی که در حال نواختن آن هستیم یک یا دو نت جلوتر را هم دیده و آن را تشخیص دهیم.

البته این سه مورد جدا از هم نیستند و تا حد امکان باید همزمان با هم کار شوند.

تئوری موسیقی:این مورد در حد متوسط (نت ها،دستگاه ها،ریتم ها،کلید ها و..) برای همه لازم است ولی حد پیشرفته تر آن (هارمونی و ...) برای کسانی که قصد ادامه دادن موسیقی تا مدارج عالی را دارند لازم است.

نکته ی مهم:هر هنر جویی که سلفژ را برای کمک به ساز اصلی خود (مثلا ویولن) می آموزد  باید با توجه به مشکل خود این کار را انجام دهد مثلا هنر جویی که مشکل فالشی مشکل اصلی اوست نیازی به صرف کردن وقت خود روی ریتم خوانی یا تئوری ندارد.


نا امیدی

نا امیدی

یکی از بدی هایی که ساز ویولن در ابتدای راه دارد سخت بودن آن است و ممکن است نا امیدی و سوالات زیادی را برای هنر جو به همراه آورد.

هنر جو ها در ابتدا فیلم نوازنده های بزرگ را مشاهده و با خود فکر می کنند که خیلی بد هستند اما باید به نکات زیادی توجه داشت.

مقایسه خود با دیگران در مورد تعداد سال آموزش و درصد پیشرفت کاملا اشتباه و گمراه کننده است و کسی که 5 سال کلاس رفته و روزی 5 دقیقه تمرین کرده نمی تواند بگوید بی استعداد است بلکه باید تمرین بیشتری بکند.

به نظر من نواختن ویولن در ابتدا قلق خاصی دارد که فهمیدن آن سخت است ولی با تمرین و به دست آوردن این قلق کار ها به نحو باور نکردنی روی قلتک می افتد و مطمئن باشید که سختی پوزیسیون اول دائمی نیست(البته پوزیسیون های بعدی هم سختی خود را دارند)

راه رفع فالشی

فالشی

دوست عزیزی سوال کردند که سه سال هست که ویولن می زنند ولی باز هم صدای فالشی از سازشون شنیده میشه و درمورد راه رفع مشکل راهنمایی خواسته بودند.

بهترین راه حل این مشکل کار کردن سلفژ پیش یک استاد خوب است و مسلما فقط رفتن به کلاس سلفژ مشکلی را رفع نمی کند و حتما تمرین زیاد لازم دارد.

البته با تمرین ویولن و کنترل صدا ها با تیونر قوی هم راه خوبی است و با تمرین زیاد کم کم فالشی رفع می شود چون صدای درست نت، ملکه ی ذهن شده و هر صدای دیگری نا گوار به نظر می رسد (به دل نمی چسبد).

اما سوال اینجاست که بعد از انگشت گذاری اگر هم بفهمیم که اشتباه کرده ایم دیگر چه فایده ای دارد؟

در واقع ذهن ما خیلی قوی تر و کارآمد تر از آنی است که فکر می کنیم. پس از مدتی که ما نت فالش را تشخیص داده و و دوباره درست آن را نواختیم ذهن ما خود به خود انگشت را به سمت جای درست نت هدایت می کند.

علاوه بر آن فاصله ی بین انگشتان در انگشت گذاری فاصله ی خاصی است که اگر با تمرین زیاد به آن عادت کنیم قسمت زیادی از مشکل حل می شود.


متد آموزش ویولن

پاسخ به دوست عزیز،محمد:

نظر محمد: سلام. البته ميتوان متد ويولن رو آسونترين متد دانست. چون از ابتدا خيلي راحت و آسان با نتها و ميزانهاي ساده شروع ميشه و با نظم و ترتيب خاصي نگارش شدن.
ولي متد سازي مثل سه تار از جلسه سوم به بعد اجراي نت دولا چنگ و چنگ نقطه دار هست. و در ادامه خيلي سريع وارد رديف نوازي ميشه. و اين خطر وجود داره كه نوازنده خيلي از چيزها رو متوجه نشه و از موسقي و ساز زدن دلسرد بشه.
البته منظور از متد ويولن ، متد ل ويولن هست. وگر نه متد روح اله خالقي همون سختي رو داره.
با تشكر.

پاسخ:

نمی دونم چطوری شما متد آموزش ویولن را آسان می دانید و این که از آسون به سخت است دلیل به ضعیف بودن آن نیست و متدی که یک شخص نوشته ربطی به ساز ندارد مثل این است که به دلیل بد بودن کیفیت کتاب آموزشی یک درس از یک انتشارات بگوییم کلا آن درس بد است و اگر کسی با متد ل ویولن که آسان(به نظر من معقولانه) است مشکل دارد می تواند از متد استاد خالقی که سخت (به نظر من غیر استاندارد) است استفاده کند.

و این که متد از ابتدا سخت باشد هنر نیست و در واقع خودتان هم به آن اعتراف کردید (که گفته اید ممکن است هنر جو قسمتی را یاد نگیرد و دلسرد شود) و این چه متدی است که هنرجو را دلسرد می کند؟و از آن جا که من هم مدتی متد سنتی (روح الله خالقی) را کار کردم تفاوتش را می دانم و به نظر من یکی از مشکلات بزرگ سنتی هم همین است.


دلیل سختی ویولن

دلیل سختی ویولن و مقایسه ی آن با سایر ساز ها

به نظر من واقعا ویولن سخت ترین ساز است چون در ساز هایی مثل پیانو و سنتور همه چیز آماده است تا شما به کلید ها یا سیم ها ضربه بزنید مثلا در سنتور فقط نوازنده باید مهارت خود در مضراب زدن را بالا ببرد و در پیانو هم به همین شکل.

در ساز های دیگر هم که مثل ویولن انگشت گذاری دارند حساسیت سیم ها به اندازه ی ویولن نیست و علاوه بر آن در ساز هایی مثل تار،سه تار،بم تار،گیتار و سازهای دیگر از این قبیل نشانه هایی روی دسته ی ساز وجود دارد که به ما نشان می دهند که دقیقا انگشت را باید کجا بگذاریم ولی در ویولن و کمانچه نشانه ای نیست و فقط گوش و مهارت نوازنده است که در این زمینه به او کمک می کند.

علاوه بر آن وجود آرشه در ویولن ، کمانچه و دیگر ساز های زهی سختی کار را دو چندان می کند چون مسلما تسلط انسان روی دست خود برای ساز هایی مثل تار خیلی بیشتر از تسلط بر روی آرشه است مثل تفاوت برادشتن چیزی با دست یا برداشتن با تکه ای چوب.

تفاوت ویولن و کمانچه که باعث می شود ویولن بسیار سخت تر از کمانچه باشد تفاوت مشهود در حساسیت سیم ها و تعداد پوزیسیون است که در ویولن بیشتر از کمانچه است به طوری که حتی بدون مبالغه یک میلی متر هم در انگشت گذاری ویلون تفاوت زیادی ایجاد می کند.

در آموختن ساز هایی مثل دف و تنبک هم به نظر من کار سختی بیش رو نیست زیرا نهایتا بعد از سه یا چهار سال دوره ی آموزشی آن به پایان می رسد و دیگر چیز خاصی برای آموختن نیست و بعد از آن فقط ذوق نوازنده و سلیقه ی اوست که تفاوت ها را ایجاد می کند بر خلاف ویولن که اگر کسی تمام عمر خود را هم صرف آن بکند باز هم چیز هایی برای یاد گرفتن هست.

در کل باید گفت ویولن ساز واقعا سختی است و کسی که قصد قدم گذاشتن در این راه را دارد باید قبل از آن به مسائل زیادی فکر کند و بداند که راه طولانی ای در پیش دارد و مثل بقیه ی زمینه ها ی زندگی علاقه و اراده است که می تواند او را به مقصد برساند.

در پایان باید بگویم که واقعا قصد بی احترامی به هیچ ساز و نوازنده ای را نداشتم و امیدوارم کسی به دلیل نوشتن نظر شخصی ام از من ناراحت نشود.

در ضمن اگر کسی نظر دیگری در این مورد داشت با کمال میل نظرش را در وبلاگ قرار می دهم.

آیا می توان بدون استاد ویولن آموخت؟

آیا می توان بدون استاد ویولن آموخت؟

در جواب باید گفت در 99% مواقع نه چون ویولن ساز بسیاری پیچیده و سخت است و خیلی گسترده تر از آن است که بتوان به وسیله ی آموزش های اینترنتی یا حتی فیلم آن را آموخت چون باید هنرجو مرتب زیر نظر استاد بوده و کنترل شود چون در غیر این صورت هنرجو حتما از مسیر درست به کلی منحرف می شود علاوه بر آن در حین آموزش نکات مبهم و سوالات بسیار زیادی برای هنرجو بوجود می آید که که مسلما نمی توان آنها را از متون اینترنت یا فیلم پرسید.

علاوه بر آن آموزش ویولن به رشته های دبگری از موسیقی مثل سلفژ کاملا وابسته است پس نه تنها برای آموختن خوب و حرفه ای ویولن به یک استاد ویولن نیاز داریم علاوه برآن به یک استاد سلفژ هم نیازمندیم.

در کل هنرجو باید مرجعی داشته باشد که توسط آن کنترل شود و مشکلات خود را رفع کند و این نیاز فقط توسط استاد حضوری رفع می شود.

شاید هم کسی آن قدر نابغه باشد که بتواند بدون استاد حضوری ویولن یاد بگیرد ولی حداقل من چنین شخصی را ندیده ام بر خلاف ساز هایی مثل گیتار که افراد زیادی را دیده ام که بدون استاد آن ساز را آموخته اند.

اهمیت خرک و گوشی ها

اهمیت خرک و گوشی ها

مهمترین نکته در مورد خرکدرست تراشیده شدن آن است یک خرک جدا از جنس آن اگر درست تراشیده نشده باشد در نتیجه فواصل بین سیم ها نیز درست رعایت نمی شود چه از نظر فاصله ی سیم ها باهم و چه از نظر ارتفاع و علاوه بر این که در همان موقع برای ما مشکل ایجاد می کند بس از مدتی که به این حالت عادت کردیم، برای برگشت به حالت طبیعی دچار مشکل می شویم.

جنس خرک نیز مسئله ی بسیا ر مهمی است که طبیعتا به قیمت آن بستگی دارد ولی مطئن باشید که ارزشش را دارد که برای یک خرک خوب هزینه کنیم .

به گیره های انتهای ساز که سیم ها را نگه می دارند گوشی گفته می شود که حتما باید از نوع مرغوب و حرفه ای باشد زیرا در غیر این صورت سریعا با تغییر دمای هوا یا عوامل دیگر کوک ساز در می رود.


اهمیت ریگلاژ

اهمیت ریگلاژ

ریگلاژ یا تنظیم ساز اهمیت زیادی دارد زیرا صدای ساز چه از نظر کمی و چه از نظر کیفی به آن بستگی دارد . زیر خرک ساز پلی وجود دارد که بعد گذشت مدتی به علت ارتعاش و لرزشی که صدای ساز ایجاد می کند کمی جا به جا می شود به همین دلیل هر چند وقت یکبار باید تنظیم شود.

نکته ی مهمی که در این مورد وجود دارد این است که هر کسی نمی تواند این کار را به در ستی انجام دهد حتی اگر نوازنده ی فوق العاده ای باشد و این مهارت ربط زیادی به نوازندی خوبی بودن ندارد پس باید نهایت دقت را در انتخاب فرد مناسب داشت.

 

اهمیت آرشه

                                                       اهمیت آرشه

(ادامه مطلب)


ادامه نوشته

مراقبت از ساز

مراقبت از ساز

(ادامه مطلب)

ادامه نوشته

ساز

ساز

(ادامه مطلب)

 

ادامه نوشته

نت های اضافه

نت های اضافه

(ادامه مطلب)

 

ادامه نوشته

ویولن و کمانچه

آیا ویولن جای کمانچه را گرفته است؟

(ادامه مطلب)

ادامه نوشته

گوش

 

اهمیت گوش

(ادامه مطلب)

ادامه نوشته

تمرین

 

اهمیت تمرین

(ادامه مطلب)

ادامه نوشته

انتخاب استاد

 

اهمیت انتخاب استاد

(ادامه مطلب)

 

ادامه نوشته

پیشنهاد

پیشنهاد برای ابتدای راه

از دوستانی که تازه قدم در راه یاد گیری ویولن گذاشته یا مدت زیادی نیست که شروع کرده اند

دعوت می کنم حتما بخونن

(ادامه مطلب)

ادامه نوشته

انتخاب ساز

 

برای انتخاب ساز چه چیز هایی مهم است؟

(ادامه مطلب)

ادامه نوشته