دلیل سختی ویولن و مقایسه ی آن با سایر ساز ها

به نظر من واقعا ویولن سخت ترین ساز است چون در ساز هایی مثل پیانو و سنتور همه چیز آماده است تا شما به کلید ها یا سیم ها ضربه بزنید مثلا در سنتور فقط نوازنده باید مهارت خود در مضراب زدن را بالا ببرد و در پیانو هم به همین شکل.

در ساز های دیگر هم که مثل ویولن انگشت گذاری دارند حساسیت سیم ها به اندازه ی ویولن نیست و علاوه بر آن در ساز هایی مثل تار،سه تار،بم تار،گیتار و سازهای دیگر از این قبیل نشانه هایی روی دسته ی ساز وجود دارد که به ما نشان می دهند که دقیقا انگشت را باید کجا بگذاریم ولی در ویولن و کمانچه نشانه ای نیست و فقط گوش و مهارت نوازنده است که در این زمینه به او کمک می کند.

علاوه بر آن وجود آرشه در ویولن ، کمانچه و دیگر ساز های زهی سختی کار را دو چندان می کند چون مسلما تسلط انسان روی دست خود برای ساز هایی مثل تار خیلی بیشتر از تسلط بر روی آرشه است مثل تفاوت برادشتن چیزی با دست یا برداشتن با تکه ای چوب.

تفاوت ویولن و کمانچه که باعث می شود ویولن بسیار سخت تر از کمانچه باشد تفاوت مشهود در حساسیت سیم ها و تعداد پوزیسیون است که در ویولن بیشتر از کمانچه است به طوری که حتی بدون مبالغه یک میلی متر هم در انگشت گذاری ویلون تفاوت زیادی ایجاد می کند.

در آموختن ساز هایی مثل دف و تنبک هم به نظر من کار سختی بیش رو نیست زیرا نهایتا بعد از سه یا چهار سال دوره ی آموزشی آن به پایان می رسد و دیگر چیز خاصی برای آموختن نیست و بعد از آن فقط ذوق نوازنده و سلیقه ی اوست که تفاوت ها را ایجاد می کند بر خلاف ویولن که اگر کسی تمام عمر خود را هم صرف آن بکند باز هم چیز هایی برای یاد گرفتن هست.

در کل باید گفت ویولن ساز واقعا سختی است و کسی که قصد قدم گذاشتن در این راه را دارد باید قبل از آن به مسائل زیادی فکر کند و بداند که راه طولانی ای در پیش دارد و مثل بقیه ی زمینه ها ی زندگی علاقه و اراده است که می تواند او را به مقصد برساند.

در پایان باید بگویم که واقعا قصد بی احترامی به هیچ ساز و نوازنده ای را نداشتم و امیدوارم کسی به دلیل نوشتن نظر شخصی ام از من ناراحت نشود.

در ضمن اگر کسی نظر دیگری در این مورد داشت با کمال میل نظرش را در وبلاگ قرار می دهم.